کاردیت زاویه پرنده انعکاس

کاردیت: زاویه پرنده انعکاس

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری نویسندگان دهه هفتاد کشور عزیزمان ایران

کدام یک از نویسندگان معروف دهه هفتاد به کار خود ادامه دادند و کدام یک دست از کار کشیدند…

نویسندگان دهه هفتاد کشور عزیزمان ایران

نویسندگان دهه هفتاد ایران

عبارات مهم : داستان

کدام یک از نویسندگان معروف دهه هفتاد به کار خود ادامه دادند و کدام یک دست از کار کشیدند…

به گزارش روزنامه هفت صبح، کدام یک از نویسندگان معروف دهه هفتاد به کار خود ادامه دادند و کدام یک دست از کار کشیدند…

در این نوشته به بررسی فعالیت ها و آثار بعضی نویسندگان مشهور دهه هفتاد پرداخته ایم. قطعا در این فهرست نویسندگان زیادی قابل بررسی هستند ولی قاعدتا مجال نوشتن راجع به همه آن ها نیست. بعضی نیز اعتبار خود را در دهه هشتاد به دست آورده اند. به عنوان نمونه فریبا وفی کار خود را در دهه هفتاد شروع کرده ولی آثار مشهورش در دهه هشتاد چاپ شده است اند؛ از جمله «پرنده من» یا «ترلان».

عده ای دیگر نیز بوده اند که در حال حاضر شهرت پیشین را حتی بین نویسندگان امروز هم از دست داده اند. بعد طبیعتا از این فهرست خارج شده است اند. ولی نویسندگانی نظیر غزاله علیزاده، منصور کوشان، بیژن نجدی، ناهید طباطبایی، رضا جولایی، منیرو روانی پور، حسین مرتضاییان آبکنار، فرخنده آقایی، حسن بی عامری، محمدرضا کاتب، سپیده شاملو، فتانه حاج سیدجوادی و… نیز می توانند در این فهرست جای بگیرند.

گلی ترقی

متولد 1318: تهران

اولین اثر گلی ترقی آخرهای دهه 40 منتشر شد ولی دو کتاب مهم او در دهه 70 چاپ شده است اند: «خاطره های پراکنده» و «جایی دیگر». «دریا پری» را هم آخرهای این دهه منتشر کرد. جهت همین شهرت عام او را می توان به دهه 70 نسبت داد. البته آثار متاخر گلی ترقی تصویر العمل هایی خوبی به همراه نداشت. او بی شک بااهمیت ترین نویسنده دهه هفتاد است ولی سال 93 دو کتاب چاپ کرد با عنوان «فرصت دوباره» و «اتفاق» که حال و هوای آثار پیشین او را نداشتند.

«اتفاق» در آن روزها به یک اتفاق در صفحات مجازی بعضی از نویسندگان و منتقدان تبدیل شد. تا جایی که بعضی از آنها به تندی آن را رمانی با کیفیت بسیار پایین ارزیابی کردند. بعضی نیز از آخر این نویسنده بزرگ سخن گفتند. هر چند جملات بی راهی هم نبود. گویا ویراستار اثر، زن مژده دقیقی هم دلش نیامده بود ضعف کار را به نویسنده بگوید چون به اعتقاد عده ای رمان تازه زن ترقی پهلو به آثار عامه پسند می زد.

با این حال نباید سابقه گلی ترقی را نادیده گرفت. داستان «بزرگ بانوی روح من» از مجموعه «جایی دیگر» در سال 1986 میلادی به عنوان برترین قصه سال فرانسه (از میان قصه های غیرفرانسوی) برگزیده شد.

در سال 1380 داستان های «اناربانو و پسرهایش»، «بزرگ بانوی روح من» و «درخت گلابی» از همان مجموعه به وسیله داوران دوره اول جایزه هوشنگ گلشیری به عنوان داستان برگزیده گزینش شدند.

در سال 1382 داستان های «آن سوی دیوار» و «گل های شیراز» از مجموعه «دو دنیا» به وسیله داوران دوره سوم جایزه هوشنگ گلشیری دوباره برگزیده شدند. فیلم «درخت گلابی» یکی از آثار تاثیرگذار داریوش مهرجویی براساس داستان او ساخته شد و…

زویا پیرزاد

متولد 1331: آبادان

نویسندگان دهه هفتاد کشور عزیزمان ایران

زویا پیرزاد در وقت نوشتن رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم» تحصیلات دانشگاهی نداشت و دیپلمه بود. پیش از آن البته «مثل عصرها»، «طعم گس یک خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» را چاپ کرده بود. جهت همین هم است که او را جزو نویسندگان دهه هفتاد طبقه بندی کرده ایم. چون نخستین کتابش را رد سال 1370 چاپ کرد (مثل عصرها). با این حال یک دهه بعد به شهرت رسید؛ وقت انتشار «چراغ ها…».

این رمان ماجرای زنی است در خانواده های ارمنی آبادان که تاریخ رویدادهای آن به دهه چهل بر می گردد. کتاب در سال 1380 چاپ شد و بعد از آن توانست جایزه ادبی مهرگان و کتاب سال جمهوری اسلامی را از آن خود کند.

او بعدها یکی از آثار مهم ادبیات دنیا را نیز ترجمه کرد: «آلیس در سرزمین عجایب». هر چند که این رمان ترجمه های دیگری هم دارد.

با این حال هرگز نتوانست توفیق رمان اول را به دست آورد. «چراغ ها…» بعد از انتشار با دو رویکرد از جانب جامعه منتقدان مواجه شد؛ عده ای آن را رمانی عامه پسند در قالب روشنفکری معرفی کردند و عده ای هم آن را به خاطر خانمانه نویسی اش ستودند. در هر حال هنوز راجع به این رمان بحث و گفت و گو وجود دارد و بعضی آن را رمان قابل ارزشی نمی دانند. ولی مسئله اینجاست که رمان «عادت می کنیم» هرگز به پای «چراغ ها…» نرسید.

پیرزاد این رمان را در سال 83 چاپ کرد و شاید به خاطر اقبال کمتر آن بود که کم کم دست از نوشتن کشید. او فعالیت چندانی هم بین نویسندگان نداشت و اهل گفت و گو و مصاحبه و نوشتن مقالات نبود. در حال حاضر هم مدت هاست کتابی چاپ نکرده و شاید هم هرگز منتشر نکند. کسی نمی داند.

حسین سناپور

متولد 1339، کرج

کدام یک از نویسندگان معروف دهه هفتاد به کار خود ادامه دادند و کدام یک دست از کار کشیدند…

حسین سناپور فارغ التحصیل رشته منابع طبیعی است ولی از روزنامه نگاری شروع کرد و بعد هم در ادبیات داستانی پیش افتاد. اول البته داستان هایی جهت نوجوانان می نوشت؛ مثل «پسران دهکده» که آن را در سال 1369 منتشر کرد.

بعدها البته به کار نوشتن نقد فیلم در مجلات این حوزه هم پرداخت. بعد هم در روزنامه های همشهری، حیات نو و چند نشریه دیگر نوشت. با این حال شهرت خود را مدیون داستان نویسی هست. به خصوص که در محضر هوشنگ گلشیری بود و کتابی نیز راجع به او دارد با عنوان «همخوانی کاتبان».

جالب اینجاست، حسین سناپور با همان نخستین رمان توانست جای پای خود را بین نویسندگان ایرانی محکم کند. او رمان «نیمه غایب» را آخرهای سال هفتاد چاپ کرد. از این حیث به عنوان یکی از نویسندگان دهه هفتاد می توان او را طبقه بندی کرد. هر چند که هنوز هم به نوشتن ادامه می دهد و از معدود نویسندگان ایرانی است که به شکل حرفه ای به این کار مشغول هست. رمان «نیمه غیب» در همان سال انتشار به عنوان عالی ترین رمان سال، جایزه مهرگان ادب را برد و در عرض یک سال به چاپ ششم رسید.

رمان دوم حسین سناپور نتوانست اقبال رمان اول را به دست بیاورد ولی همچنان به لحاظ ارزش های ادبی، چیزی از هویت او کم نمی کرد. «ویران می آیی» در سال 82 چاپ شد و بعد از آن نیز مابقی آثارش را چاپ کرد.

حسین سناپور را می توان یکی از فعال ترین نویسندگان دهه هفتاد دانست؛ نویسنده ای که کارش را آخرهای دهه هفتاد شروع کرد، در همان سال به شهرت رسید و تا همین حالا هم به کار خود ادامه داده هست. دغدغه او در آثارش زیاد زندگی طبقه میانگین و روابط متقابل بوده است.

شیوا ارسطویی

متولد 1340،تهران

یکی از بااهمیت ترین نویسندگان دهه هفتاد است که بعضی آثارش در دولت پیشین با مسئله مواجه بودند. به همین علت عده ای گمان می کردند، ارسطویی کمتر از گذشته می نویسد ولی چاپ رمان های «خوف» و «من و سیمین و مصطفی» به فاصله یک سال از هم باعث شد نام او را دوباره در ویترین کتابفروشی ها ببینیم.

آثار ارسطویی تاکنون برنده جوایز مختلفی بوده که از جمله آن ها می توان به جایزه گلشیری و یلدا اشاره کرد. همچنین کتاب های «آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «آفتاب مهر»، «من دختر نیستم» و رمان های «بی بی شهرزاد» و «افیون» از جمله آثار داستانی اش هستند.
ارسطویی سابقه بازیگری در چند فیلم کوتاه سینمایی را هم دارد. او در دوره جنگ مدتی را به عنوان امدادگر به جبهه رفت. به همین جهت بعدها در چند فیلم دفاع مقدس نیز به عنوان مشاور حضور داشت. برخورد مخاطبان در تقابل با آثارش دوگانه بود.

درواقع شیوا ارسطویی هر لحظه نویسنده مخاطبان خاص است و شاید خودش هم هرگز سودای فتح کتابفروشی ها را نداشت. او مثل نویسندگانی چون فریبا وفی نتوانست مخاطبان عام را با خود همراه کند ولی به عنوان یکی از اشخاص این دوره نام خود را ثبت کرد.

مولفه غالب ولی در آثار او نوعی ذهنی نویسی متعلق به دهه هفتاد هست. رمان یا داستان بیش از آنکه بر عینیت متمرکز باشد یا راوی صرفا به روایت مشاهدانش بپردازد، ذهنیت راوی هم در جریان درگیر است و ما با بیان افکار او ماجرا را پی می گیریم، این افکار گاهی پریشان و مشوش هستند و نویسنده درواقع تلاش می کند از دل این پریشانی به نوع انسجام ساختاری یا معنایی در کلیت اثر خود دست یابد.

رضا امیرخانی

متولد 1352، تهران

رضا امیرخانی بدون شک یکی از بااهمیت ترین نویسندگان دهه هفتاد هست. او نخستین رمانش را با عنوان «ارمیا» در سال 1374 منتشر کرد؛ رمانی که راجع به واپسین روزهای جنگ هست. با نوشتن این رمان توجه خیل کثیری از نویسندگان متعهد و همچنین علاقه مندان چنین آثاری به رضا امیرخانی جلب شد. جوایزی را هم جهت نوشتن «ارمیا» به د ست آورد که گام موفقی بود در جهت ترقی نویسنده و پیشرفت و کسب شهرت در حوزه ادبیات داستانی.

پیش از این البته دو مجموعه داستان به نام های «هفت سپهر» و «ناصر ارمنی» چاپ کرده بود. مجموعه ای دیگر هم مشتمل بر برگزیده داستان هایش منتشر کرده بود، با این حال شهرت خود را با نخستین رمان به دست آورد و بعد از آن با نوشتن «منِ او» خود را به عنوان یکی از مطرح ترین نویسندگان ادبیات متعهد تثبیت کرد.

اهمیت «منِ او» به یک عنوان دیگر هم بر می گردد؛ اینکه نویسنده ای متعهد توانسته بود تکنیک های داستانی را که در آن دوره مطرح بود، در کار خود پیاده کند. این رمان با دو زاویه دید نوشته شده است بود، در حالی که در آن وقت کمتر نویسنده متعهدی بود که با فنون نویسندگی و تکنیک های روایی آشنایی کافی داشته باشد.

رضا امیرخانی درواقع به عنوان یک نویسنده مذهبی توانسته بود در کنار جریان روشنفکری خود را مطرح کند. به همین جهت هم پدیده ای بود که به سرعت با اقبال جریان های هم سو مواجه شد و با انگیزه ای زیاد به کارش ادامه داد.

او یکی دیگر از بااهمیت ترین آثارش با عنوان «بیوتن» را در دهه هشتاد چاپ کرد؛ کاری که همچنان با چاپ های پی در پی از محبوبیت آثارش بین علاقه مندان حکایت داشت. بعدها هم «قیدار» را چاپ کرد. چند سفرنامه و کار پژوهشی هم دارد و از نویسندگان فعال ادبیات داستانی به شمار می رود.

شهریار مندنی پور

متولد 1335، شیراز

نویسندگان دهه هفتاد کشور عزیزمان ایران

شهریار مندنی پور بدون شک یکی از بااهمیت ترین و تاثیرگذارترین نویسندگان دهه هفتاد کشور عزیزمان ایران هست. نخستین مجموعه داستانش با عنوان «سایه های غار» در سال 68 منتشر شد و تحسین نویسندگان و منتقدان را به دنبال داشت. همه از نویسنده ای سخن می گفتند که در به کارگرفتن زبان، چیره دست است و با بهره گیری از این مهارت، توجه تمام مخاطبان حرفه ای ادبیات داستانی را به خود جلب می کند.

سه سال بعد او «هشتمین روز زمین» را نوشت؛ مجموعه داستانی که همچنان می توان آن را ادامه «سایه های غار» دانست. با این حال در سال 75، به یکی از پخته ترین مجموعه داستان ها در سبک خود رسید؛ «مومیا و عسل». مندنی پور همچنان با قدرت، زبان پردازی می کند و در این مجموعه هم زبان را مثل موم در دست خود دارد.

سال 76 «ماه نیمروز» را چاپ کرد و سال 78 هم به مجموعه داستان «شرق بنفشه» رسید که یکی از زیباترین داستان های باعشق فارسی را دارد. مندنی پور البته در رمان نویسی چندان شهرتی به دست نیاورد.

«دل دادگی»، رمانی حجیم و دو جلدی بود که آن را در سال 77 چاپ کرد ولی نتوانست مثل داستان های کوتاهش موثر باشد. او بعدها هم همچنان نوشت و در دهه هشتاد آثاری همچون «آبی ماورای بحار»، «ارواح شهرزاد» و… را منتشر کرد. با این حال مندنی پور مدت هاست که در خارج از کشور زندگی می کند. فعالیت هایی کم و بیش در اینترنت دارد و با یکی از معروف ترین ناشران خارجی زبان نیز کار کرده هست. او قطعا یکی از نویسندگان جریان ساز دهه هفتاد هست. بسیاری از علاقه مندان ادبیات داستانی در استفاده از عنصر زبان، از او تقلید کردند.

ابوتراب خسروی

متولد 1335، شیراز

ابوتراب خسروی منشتر شدن مجموعه داستان «دیوان سومنات»، شور و هیجانی در واپسین سال های دهه هفتاد بین علاقه مندان ادبیات داستانی به راه انداخت. مخاطبان حرفه ای چنین قلمی را ستودند و منتقدان راجع به درخشش صورت ای کم نظیر در ادبیات داستان کشور عزیزمان ایران سخن گفتند.

همین امر موجب شد جایزه مهرگان ادب را از آن خود کند. او پیش از این مجموعه، نخستین داستان هایش را در سال 1370 با عنوان «هاویه» منتشر کرده بود. منتها «دیوان سومنات» محصول هفت سال کار و تلاش بود. این مجموعه در سال 77 چاپ شد و نویسنده ای قدرتمند را در عرصه زبان و رسیدن به فضای بکر و تازه نشان داد.

رمان «اسفار کاتبان» او نیز سال 1379 چاپ شد که بحث ها و گفت و گوهای فراوانی به دنبال داشت. حتی عده ای این رمان را در آن سال ها با «بوف کور» هدایت مقایسه کردند و تا این حد این رمان را جریان ساز آینده نگری کردند. هر چند گذشت وقت نشان داد که استفاده از تکنیک های این چنین شاید تنها به کام خاص پسندان خوش بیاید. ابوتراب خسروی درواقع همین هست؛ نویسنده ای که هرگز میل به عوام قصه خوان را به دنبال نداشت و همواره مورد توجه علاقه مندان حرفه ای داستان نویسی در کشور عزیزمان ایران بود.

او در دهه هشتاد هم کار خود را ادامه داد و با نوشتن رمان «رود راوی» جایزه گلشیری را از آن خود کرد. در سال های بعدی کتاب های دیگری هم از او چاپ شد؛ از جمله «کتاب ویران»، «حاشیه ای بر مبانی داستان نویسی» و «ملکان عذاب».

فعالیت او در این سال ها بی وقفه ادامه داشته است و در جوایز مهمی چون جایزه جلال آل احمد نیز داوری کرده هست. ابوتراب خسروی در کنار تسلط به ادبیات کلاسیک، پای فضاهایی تازه را به ادبیات داستانی کشور عزیزمان ایران گشود.

مصطفی مستور

متولد 1343، اهواز

کدام یک از نویسندگان معروف دهه هفتاد به کار خود ادامه دادند و کدام یک دست از کار کشیدند…

مصطفی مستور با چاپ اثری در مجله کیان کار خودش را شروع کرد. ماجرا بر می گردد به سال 1368. ولی نخستین کتابش را سال 1377 چاپ کرد. مجموعه ای بود با عنوان «عشق رو پیاده رو» که توجه بعضی از علاقه مندان ادبیات داستانی را به خود جلب کرد. با این حال هنوز نام و نشانی کسب نکرده بود. چون تمام شهرت مستور به انتشار کتاب «روی ماه خداوند را ببوس» مربوط هست. او این رمان را سال 1379 چاپ کرد و به همین جهت، صرفا به علت سال چاپ، باید او را جزو نویسندگان دهه هفتاد طبقه بندی کرد والّا بیشترین فعالیت او مربوط به دهه هشتاد هست. ولی باید توجه داشت در هر حال این «روی ماه خداوند را ببوس» بود که توجه اقشار متفاوت مردم را به دنبال داشت.

برخی جریانات خاص داستان نویسی این رمان را فاقد ارزش های ادبی دانستند ولی باید توجه داشت که رمان مستور در هر حال پاسخ به نیازمندی های قشری از جامعه بود که کمتر به آن توجه می شد؛ نسلی با باورهای مذهبی که دوست داشت پاسخ سوالاتش را در دنیا بینی مختص خودش جست و جو کند.

ماجرا راجع به چالش های معنوی و پرسش های مذهبی دانشجویی بود در حال ازدواج که نمی توانست با وجود این سوالات و دغدغه ها تصمیم بگیرد؛ سوالاتی راجع به چرایی زندگی، علت زحمت بشری و فوت بعضی انسان ها. قصور انسان و این که آیا عده ای از دیگران به ظاهر بالاتر هستند.

بخشی از رمان صرفا مکالمات کاراکترها راجع به این دغدغه هاست ولی در هر حال مورد علاقه عموم مردم قرار داده شد و در حال حاضر نیز به چاپ های متعدد رسیده هست. او بعدها آثار فراوانی چاپ کرد که البته هیچ کدام به شهرت «روی ماه خداوند را ببوس» نرسیدند.

نویسندگان دهه هفتاد کشور عزیزمان ایران

واژه های کلیدی: داستان | مجموعه | داستان | نویسنده | اخبار فرهنگی و هنری

نویسندگان دهه هفتاد کشور عزیزمان ایران

نویسندگان دهه هفتاد کشور عزیزمان ایران


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs